کارنکارن، تا این لحظه: 19 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره

پلنگ کوچولوی ارفعکوه

جشن وبزن وبرقص

عمو جون نیما ومنیژه جون پیوندتان مبارک با آرزوی خوشبختی برای شما دو عزیز آخر هفته قبل درگیر مراسم  نامزدی عمو جون نیما بودیم . ته تغاری آقا جونم . خیلی خوشحال بودم از اینکه دوباره مراسمی شده و همه خونه آقا جونم سرشون جمع میشه . آخه دو سه ماهی می شد که سورنا ( پسر عمه عزیزم ) و دادش موچولوشو ( اهورا جون ) که تازه به دنیا اومده بود و ندیده بودم  .  بالاخره اومدن و دیدار ها تازه شد . اهورا نی نی کوچولو شون و هم دیدیم یه نی نی ناز و ملوس و تو دل برو ...ایشالا تا باشه از این جشن ها و شادی ها و دور هم بودن ها ...... از چند روز مونده به عقد من و زهرا جون ( مامان شهراد ) مشغول جمع آوری و...
26 تير 1391

لحظه ای توقف در شمال زیبا

میخوام ببرمتون به یه جای خوش آب و هوا ..... یه جای ییلاقی با بلندترین کوه به نام ارفعکوه اگه به کارن و باباییش بود همه لحظه هاتشون و اونجا سپری میکردند . البته ناگفته نمونه خودمم یه جورایی عاشق اون ییلاقم  . واسه همینم باباییش اسم وبلاگ پسرمونو گذاشت  پلنگ کوچولوی ارفعکوه . آخه از بچگی ،بچه پلنگ باباییش بود و  ارفعکوه هم عشق بابایی . اکثر تعطیلات تابستون وقتی از گرمای شدید کلافه می شیم میریم تو خونه ییلاقی که آقاجون اینا ( بابای محمد ) اونجا دارند . آب و هواش عالیه گاهی اوقات بخاری روشن میکنیم اونم تو  گرمای تابستون . واقعا که طبیعت و هوای خوبش معرکه ست . چند روز قبل هم به اتفاق...
22 تير 1391

آبی پرتلاطم

همیشه وقتی که تابستون می اد کارنم بعد بستنی اگه گفتین چی بهش میچسبه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه کم فکر کنین دوستای خوبم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فکر کردین ؟؟؟؟؟؟؟ حدس زدین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا بذارین من واستون بگم همیشه تو اوج گرمای تابستون  بعد بازیگوشی و شیطنت  تنها جایی که به کارنم میچسبه آب بازی .....  وقتی هم که کلید میکنه یکدم میگه بریم بریم ......  اونم نه تو حمام ....... نه تو حیاط ..... چی میشه گفت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یکی یدونه مامان و باباست دیگه ...    منم  میگم بزن بریم به سرعت برق باد . آخه راستشو بگم خودمم عاشق اون ابی پر تلاطمم . ....
22 تير 1391

آخر هفته کارنی مامان

آخر هفته که می آد همیشه به مامانی میگی بریم بیرون . واسه همین با خالجون اینا رفتیم  جنگل زارع . آخه  مادر جون چند وقت می گفت : باغچه خونمون گل نداره ... رفتیم واسه باغچه گل آوردیم هم پسر گلم کلی بازی کرد . کارن ............ جمع آوری گل ............ جنگل زارع ساری خسته شدی مامانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کارن مشغول بازی کردن   بعد جنگل رفتیم  به دشت و دمن ... یه جای سبز و زیبا .... کارن پر شور و نشاط   غروب  زیبای آفتاب در شالیزارهای شمال مامان قربون دستای کوچولوت بره...
10 تير 1391

اولین مسافرت سال 91 .......... کارن جون در مشهد مقدس

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا دلم یه بره آهوی نجیب است که از مهر و نوازش بی نصیب است به سویت آمده تنها و خسته دلم ای ضامن آهو غریب است... کارن جون .... مشهد .... زیارت امام رضا صفایی که حرم داره هیچ جا نداره . . . جای همه دوستان خالی کارن در کنار آرمان جون ... پسر عموم   واقعا که خوش گذشت ... ایشالا قسمت همه بشه اینم یه عکس دیگه از پسر خوشگلم در حیاط حرم مامان قربون اون قد و قامتت بره قشنگم   این دومین باره که اومدی حرم . باره اول فقط یه سالت بود ولی حالا واسه خودت مردی شدی گلم ... ایشالا زیر سایه آق...
10 تير 1391
1